اولین مسافرت
سلام عزیزم
پسر خوبم اولین مسافرتت به شیراز بود که من و شما وباباجونیت ومامان جونیت که دایی جون مسعود
زحمت کشید ومارو بردبه شیرازخونه دایی جون احسان و به قول خودش خان دایی اره عزیزم1 هفته خونه
دایی جونت بودیم که حسابی به دایی وزن دایی زحمت دادیم.شب اولی که رفتیم خیلی پسرخوبی بودی
وگریه نکردی اماشب دوم دل دردشدید گرفتی وتاصبح گریه کردی که دایی وزن داییت وباباجونیت ارومت
کردن وباعث شد نگذاری کسی شب رو بخوابه راستی اولین برف زندگیت هم با رفتنت به شیراز بارید و ما
با اومدن بابات ادم برفی درست کردیم زن داییت هم یه نذری خوشمزه داشت که تو اون هوای سرد
واقعا میچسبید نذرش قبول باشه اینم از عکسای این مدت پسرم :


اینم از پسر دایی و دختر داییت امیرعباس و زهرا






مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین مسافرت
